پارسا و الی و کیان(الی اینجا فرشته نجات ما شده الهی خیر ببینی الی)
پارسا و نیوشا
نیوشا نوه دایی بابای پارساست که بیچاره همش از دست پارسا کتک میخورد.پارسا هم دست بزن نداره ولی نمیدونم چرا....... ...
شیرین زبونی پارسا
امروز خیلی عصبانی بودم.یه خورده سر کار سرم شلوغ شده بود. وقتی برگشتم یه خورده عصبی بودم. پارسا: مامان آب میخام مامانی: بفرمایید پارسا: مامان بستنی مامان: الان وقته ناهاره باید باهم ناهار بخوریم باشه پسرم پارسا: نه نه ................. عصبی شدم.سر پسرم یه کوشولو داد زدم.... پارسا: سلام مامان خوبی پارسا: سلام سلام سلام مامان خوبی حالا هر وقت من عصبانی میشم پارسا میگه سلام مامان خوبی!!!!!!!!!! ...
پارسا و باغ ارم شیراز
پارسا و باغ ارم شیراز
سلام بابا جون خوبی. من و پارسا دلمون واست یه عالمه تنگ شده . ...
پارسا و عید
پارسا و نه سین آیدا ( دختر عمو)
آیدا جون سفره سین بجای اینکه هفتایی بچینه نه تایی چیده و شده نه سین ...
بهار نزدیک است
بهار نزدیک است و هوا پر شده از " دوستت دارم " هایی که به بادها سپرده ام ! کاش پنجره ات باز باشد.......... ...
اولین تنبیه بابا
دیروز برای اولین بار بابایی پارسا را تنبیه کرد.... بابایی از اداره اومد...(ساعت 1:30 بعدازظهر) پارسا نق میزد و ناهار نمی خورد طبق معمول فقط پولو سفید میخاست . مامان من گوشت نمیخام ...... بابا: پارسا جون اگه گوشت بخوری قوی میشی میریم شهربازی و .... پارسا: من گوشت نمی خولم.... راستی بگم که پارسا ناهار فقط پلو سفید میخاد. بابا( عصبانی و اخمو): ناهار نمیخوری برو بخواب . مامان بشقابشم تمیز کن دیگه ناهار نداریم. پارسا هم که توقع نداشت بابا عصبانی بشه و باهاش قهر کنه شروع کرد به گریه کردن و حالا گریه نکن کی گریه نکن...... خلاصه کسی تو خونه پارسا را تحویل نگرفت تاساعت 3 ساعت 3 پارسا: مامان من میخام گوشت بخولم......









